کاربرد شاخصهاي اقتصادي

 

شاخص ها و آمار اقتصادي بخشي از ارزشمندترين ابزاري که سرمايه گذاران مي توانند از آن ها استفاده کنند را تشکيل مي دهد.اين شاخص ها که به طور ثابت منتشر مي شوند، دامنه و حدود معيني دارند، با عناوين مشخصي مانند شاخص بهاي مصرف کننده (CPI) ناميده مي شوند و در نشريات و سايت هاي مشخصي منتشر مي شوند و در نتيجه کاملاً براي سرمايه گذاران در دسترس و مناسب هستند.

سياست گذاران، به ويژه آن گروهي که در سياست گذاري پولي بانک هاي مرکزي فعاليت دارند، از اين شاخص ها براي ارزيابي وضعيت اقتصاد در آينده و سرعت رسيدن به نقاط پيش بيني شده استفاده مي کنند.

مسلما" برخي از گزارشاتي که از شاخص هاي اقتصادي منتشر مي شوند خشک و تا حدي خام هستند. به عبارت ديگر، پيش از آنکه بتوان از اطلاعات آن ها براي تصميم گيري در زمينه سرمايه گذاري استفاده کرد، بايد آن ها را تا حدي پروراند، اما حتي در اين داده هاي خام نيز اطلاعات ارزشمندي وجود دارد. دولت ها و گروه هاي غيرانتفاعي مختلفي که تحليل هاي اقتصادي متنوع را انجام مي دهند و گزارش ها را منتشر مي کنند، آن ها را به شيوه اي منسجم و مرتب ارايه مي کنند  کاري که امکان آن براي تک تک سرمايه گذاران وجود ندارد. بسياري از شاخص ها کشوري هستند و برخي از آن ها تنها به صنعت خاصي مربوط مي شوند که سرمايه گذاران مي توانند از هر دو اين گروه ها به خوبي استفاده کنند.

در اين مقاله ما به بررسي مهم ترين شاخص هاي اقتصادي آمريکا و نحوه استفاده از آن ها براي سرمايه گذاري مي پردازيم.

يک شاخص اقتصادي چيست؟

ساده ترين تعريفي که مي توان از يک شاخص ارايه داد اين است که يک شاخص را مي توان اطلاعاتي در نظر گرفت که به سرمايه گذار در کشف رموز تغييرات اقتصادي کمک مي کند. اقتصاد کشور آمريکا همانند يک موجود زنده است، در هر لحظه ميليون ها بخش متحرک دارد که برخي کنش دارند و برخي واکنش. اين حقيقت ساده موجب مي شود که پيش بيني بسيار مشکل شود فرقي نمي کند که کدام بخش را بخواهيد بررسي کنيد، براي بررسي هر بخش بايد فرضيات زيادي را در نظر گرفت. اما با کمک دامنه گسترده شاخص هاي اقتصادي مختلف، سرمايه گذاران قادر خواهند بود که درک درست تري از شرايط مختلف اقتصادي داشته باشند.

برخي از شاخص ها شاخص هاي منطبق هستند و برخي ديگر شاخص هاي متاخر، ترکيب هر کدام از آن ها نشان مي دهد که روند ها در زمان يک تغيير اقتصادي صعود يا نزول خواهند کرد يا پس از آن.

استفاده جداگانه؛ استفاده يکپارچه

زماني که سرمايه گذار ياد بگيرد که شاخص هاي اقتصادي چگونه در کنار هم قرار مي گيرند و قدرت ترکيبي و محدوديت هاي آن ها را بشناسد مي تواند از مجموعه اي از شاخص هاي مرتبط براي تصميم گيري استفاده کند. براي مثال، در زمينه استخدام، شاخص هاي مختلفي از منابع گوناگون منتشر مي شود و سرمايه گذار مي تواند با استفاده از آمار ساعتي کار در کنار گزارش کار و فهرست مشاغل غير کشاورزي تصوير کاملي از وضعيت بازار کار به دست بياورد. آيا افزايش ميزان هزينه هاي شخصي بر آمار خرده فروشي تاثير مثبت دارد؟ آيا سفارشات جديد کارخانه اي بر ميزان حمل و نقل کالا و آمار کالاهاي با دوام تاثير مي گذارد؟ آيا بالاتر بودن سطح دستمزدها موجب بالاتر رفتن ميزان درآمد شخصي مي شود؟ سرمايه گذاران زيرک پيش از آنکه از نوسانات هر کدام از شاخص ها براي معاملات استفاده کنند به تغييرات اين زنجيره داده ها توجه مي کنند.

استفاده شخصي از تحقيقات

برخي از مردم ترجيح مي دهند مجموعه اي از شاخص هاي خاص را به خوبي درک کنند و از اين دانش تخصصي بر مبناي تحليل هاي خود براي تصميم گيري در زمينه سرمايه گذاري استفاده کنند. برخي ديگر هم ممکن است بخواهند که يک معامله گر همه فن حريف باشند و پايه و مبناي همه شاخص ها را بدانند و خيلي بر شاخص هاي خاص تاکيد نورزند.

يک زوج بازنشسته که از حقوق بازنشستگي و اوراق قرضه طولاني مدت براي امرار معاش استفاده مي کنند بي شک بايد به شاخص هايي متفاوت از شاخص هاي مورد توجه يک معامله گر سهام که از چرخه هاي تجاري سود مي برد، توجه داشته باشند. اغلب معامله گران در ميانه اين دامنه جاي مي گيرند و ترجيح مي دهند که بازار تبادلات وضعيت به نسبت ثابتي داشته باشد و از نوسانات در دامنه هاي تاريخي نرخ ها سود مي برند (وضعيتي که در 8 تا 10 درصد هر سال وجود دارد).

آگاهي از انتظارات موجود در باره هر آماري که قرار است منتشر شود نيز مانند آگاهي از پيش بيني هاي کلي درباره اقتصاد در طولاني مدت مفيد است. اعداد پيش بيني شده را مي توان در بسياري از وب سايت ها مشاهده کرد. انتشار هر شاخص نيز در بسياري از شبکه هاي خبري و وب سايت ها منتشر مي شود.

مطالعه مستمر اخبار در يکي از اين نشريات يا منابع خبري بسيار مفيد است، به ويژه اگر اين آمار با تحليل ها و پيش بيني ها، آمار فصل هاي گذشته و سال هاي گذشته همراه باشد. گروهي از سرمايه گذاران از مشاوران سرمايه گذاري استفاده مي کنند، اين مشاوران شاخص هاي جديد منتشر شده را بررسي و تحليل مي کنند و در جلساتي که با اين سرمايه گذاران دارند در اين باره صحبت مي کنند.

شاخص هاي تورم، شاخص هايي که بايد مورد توجه قرار بگيرند.

بسياري از سرمايه گذاران به ويژه آن دسته که در زمينه اوراق بهادار و درآمدهاي ثابت سرمايه گذاري مي کنند، توجه زيادي به تورم دارند. ميزان تورم، ميزان افزايش آن و وضعيت احتمالي آن در آينده در تشريح و پيش بيني نرخ هاي بهره و سرمايه گذاري هايي که در آينده انجام مي شوند، بسيار مهم هستند.

شاخص هاي متعددي وجود دارند که فشار تورم را بررسي مي کنند. مهمترين اين شاخص ها عبارتند از شاخص بهاي توليد کننده (PPI) و شاخص بهاي مصرف کننده (CPI). شاخص بهاي توليد کننده در ابتداي هر ماه منتشر مي شود و بنابراين سرمايه گذاران مي توانند از اين شاخص براي پيش بيني شاخص بهاي مصرف کننده استفاده کنند. يک رابطه آماري اثبات شده بين اين دو شاخص وجود دارد، زيرا تئوري هاي اقتصادي نشان داده اند که اگر توليد کننده هاي کالا هزينه بيشتري براي توليد بپردازند، بخشي از اين افزايش قيمت به مصرف کننده ها منتقل خواهد شد. هر شاخص به طور جداگانه بررسي مي شوند، اما هر دو آن ها را مرکز آمار کار منتشر مي کند. ديگر شاخص هاي تورمي مهم عبارتند از شاخص هاي سطح و رشد منابع مالي و شاخص هزينه استخدام (ECI).

نتايج اقتصادي  شاخص هاي مورد توجه معامله گران سهام.

توليد ناخالص داخلي (GDP) يکي از مهم ترين شاخص ها در ميان اين گروه است و به ويژه کساني که در بازارهاي سهام سرمايه گذاري مي کنند و ميزان رشد شرکت ها را مد نظر دارند، توجه فراواني به اين شاخص دارند. از آنجايي که ميزان توليد ناخالص داخلي نشان دهنده مجموع توليداتي است که هر اقتصاد دارد، نرخ رشد آن در دامنه معيني تغيير مي کند، اگر اين نرخ به تدريج از اين دامنه نزول کند، ترس از تورم يا رکود در بازار افزايش مي يابد. بسياري از افراد براي اينکه با اين وضعيت مواجه نشوند از شاخص هاي ماهانه اي استفاده مي کنند که مي تواند تا حد وضعيت توليد ناخالص داخلي را در هر ماه نشان دهد. 

حمل و نقل کالاهاي اساسي که بخشي از گزارش سفارشات کارخانه اي را تشکيل مي دهد براي محاسبه سفارشات کالاهاي بادوام کارخانه ها (که در آمار توليد ناخالص داخلي لحاظ مي شود) مورد بررسي قرار مي گيرد. شاخص هايي مانند خرده فروشي و تراز حساب جاري نيز براي محاسبات ميزان توليد ناخالص داخلي استفاده مي شود، بنابراين انتشار آن ها به کامل کردن پازل اين آمار پيش از انتشار آمار سه ماهه توليد ناخالص داخلي کمک مي کند.

برخي ديگر از شاخص ها وجود دارند که براي محاسبه ميزان توليد ناخالص داخلي مد نظر قرار نمي گيرند، ولي براي پيش بيني آن مفيدند  شاخص هايي مانند ميزان ذخاير کلي فروشي، شاخص خريد مديران (PMI) و گزارش کار که همه نشان دهنده وضعيت عملکرد اقتصادي هستند. با کمک گرفتن از همه اين داده هاي ماهانه و با کنار هم گذاشتن داده هايي که به تدريج در طول يک دوره سه ماهه منتشر مي شوند، مي توان بررسي توليد ناخالص داخلي را انجام داد و در زماني که آمار توليد ناخالص داخلي منتشر مي شود، مي توان يک نتيجه گيري کلي در اين باره داشت.

اگر نتيجه حقيقي با نتيجه اي که بازار پيش بيني کرده است اختلاف زيادي داشته باشد، بازار تغيير مي يابد و اغلب نوسانات زيادي دارد. اما اگر نتيجه واقعي با نتيجه پيش بيني شده بازار همسان باشد و دقيقاً در دامنه پيش بيني بازار قرار بگيرد، در آن هنگام بازار و سرمايه گذاران مي توانند خود را تحسين کنند و روند ها در مسير خود پيش خواهند رفت.

تقويمتان را علامت گذاري کنيد.

گاهي شاخص ها نقش برجسته تري پيدا مي کنند زيرا داده هاي بسيار زمانمند و به روزي را اريه مي کنند. براي مثال گزارش موسسه مديريت منابع PMI عموماً در اولين روز کاري هر ماه منتشر مي شود. در نتيجه اين آمار يکي از آمارهاي پيشرو اصلي است که بلافاصله پس از پايان هر ماه اريه مي شود. اين آمار به اندازه آماري که پس از آن منتشر مي شوند، جزييات قابل توجهي ندارد، اما شاخص هاي ديگري وجود دارند که مي توان آن ها را کليدي براي بررسي آمار ديگر دانست. مانند جزييات گزارش کار (که با بررسي نتايج آمار استخدام حاصل مي شود) يا ذخاير عمده فروشي (که از تحليل گزارش ذخاير به دست مي آيد).

ترتيب نسبي انتشار آمار در ماه هاي مختلف تفاوتي ندارد، بنابراين سرمايه گذاران مي توانند روزهاي خاصي را که آمار در آن منتشر مي شود در تقويم ماهانه علامت گذاري کنند تا بتوانند بخش هاي اقتصادي متغيري را که ممکن است بر نحوه سرمايه گذاي يا افق زماني مورد نظر تاثير بگذارند، بررسي کنند. در مجموع، سرمايه گذار ممکن است تصميم گيري خود را درباره نحوه تخصيص سرمايه در طول زمان تغيير دهد و اگر ايجاد اين تغيير پس از بررسي شاخص هاي مهم ماهانه صورت بگيرد، بي شک درست تر خواهد بود.

نتيجه گيري

نرخ هاي معيار شاخص اقتصادي طبق قانون يا دستور منتشر نمي شوند. اين داده ها را بايد همانطور که منتشر مي شوند پذيرفت. سرمايه گذاران با کسب دانش درباره چيستي و چرايي شاخص هاي اقتصادي مهم و تغييرات آن ها مي توانند درک بهتري از اقتصاد کشوري که در آن سرمايه گذاري مي کند به دست بياورند و براي ارزيابي و سنجش تئوري هاي اقتصادي در زمان درست آمادگي بيشتري داشته باشند.

چيزي به اسم «شاخص جادويي» وجود ندارد که به شما بگويد کجا خريد يا فروش کنيد، استفاده از شاخص هاي اقتصادي همراه با ارزيابي هاي درست و تحليل هاي مناسب مي تواند به سرمايه گذار در مديريت بهتر سرمايه و سرمايه گذاري اش کمک کند.

نوشته رايان بارنز